عاروق

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني
داغ کن - کلوب دات کام

اسمش را گذاشته بود

عاروق های مدادم

بعد مدادش عوض شد

نوشت

عاروق های خودکارم

خودکارش عوض شد

نوشت

عاروق های خودنویسم

خود نوسش عوض شد

حالا نوشته

عاروق های کی بوردم

طفلی خودش

روز عشق ۲۲/۲ هر سال است

نگارش شده در تاريخ : شنبه, اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني, دل نوشت
داغ کن - کلوب دات کام

با تو شروع می شود هر سال
هر ماه
هر لحظه
و
عصاره ی هر سال می شود بهار
و خلاصه ی هر بهار
اردیبهشت نگاهت…

روز های زندگی ام کنار تو آغشته از عطر خوش حضورت
تولدت مبارک عزیزم

خــــــــــــــــدا

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, خودموني, دل نوشت, ديني
داغ کن - کلوب دات کام

غیر از خدا هیچکس نبود

و

دنیا روی سیر تسلسل است

هزار هم که بگردد و بیایند و بروند

باز می رسد به نقطه ی اولش که

غیر از خدا هیچکس…!

 

یک قصه

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

۱- سال ۸۳ بود, تا بستانش

استاد کارگاه داستانمان گفت:

خانم ها معمولن تعهدی به نوشتنشان ندارند همین که خانه دار شوند و شوهر کنند

قلمشان می شود اسکاچ ظرف شویی!

توی دل ۱۸ ساله ام گفتم : مبادا که من … خیالات باطل کردی

او ان روز ترغیب می کردو  من امروز گویا دچارش

 

2 – اولین داستان کوتاهی که نوشتم

قصه ی یک جزیره ی کوچک بود

که دلش نمی خواست وسط ان دریای بزرگ تک و تنها زیر آب برود و ناپدید شود

اولین…!

نگارش شده در تاريخ : شنبه, اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۱
نويسنده : حسین کیانی      ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده
داغ کن - کلوب دات کام

اولین عکس دونفره ما

اولین نماز دو نفره ما

اولین….

اولین سالگرد ازدواج ما

 

 

 

نوشته ای که حذف شد

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, خودموني, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

یک وقت هایی باید بدون شناخته شدن حرف هایی را بزنی
مثل امضایی بدون نام زیر یک مقاله ی تند سیاسی!

گرچه رسم الخط و نحوه ی نگارش امضای وجودی هر فردی ست اما
بهتر است شناخته نباشی
تا راحت تر اظهار نظر کنی!
قید و بندها گاهی گره می شوند بیخ گلویت!

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني
داغ کن - کلوب دات کام

از من نشنیده بگیرید

ولی تک نوشته های وبلاگی اگر خواننده نداشته باشه

نویسنده از نوشتن سرد میشه

هوای هم خانه ای

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, اردیبهشت ۶, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني, دل نوشت, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

از من نشنیده بگیر

 

گاهی بگذار هوای ابریت ببارد

برای هم خانه ایت خوب است…

آدم الخطا

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, فروردین ۱۶, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

بعضی اشتباهات ممکنست  بخشیده شوند

اما هیچ وقت فراموش نمیشوند

 

آدم جایز الخطاست

اما هر خطایی جایز نیست

 

 

تبلیغ با تخریب!

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, فروردین ۱۴, ۱۳۹۱
نويسنده : حسین کیانی      ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده
داغ کن - کلوب دات کام

پیشاپیش از دوستانی که وب مارو میخونند ولی بازی عصر پادشاهان رو نمیشناسند عذر میخوام!

 

ماجرا از روز ۱۰ فرودین شروع شد. یکسری از کاربران با بخش پشتیبانی تماس گرفته بودند و اعلام می کردند که از طرف یک بازیکن پیام هایی در بازی به دست آنها رسیده که آن بازیکن شرکت را به تقلب در بازی و چندین مورد دیگر متهم کرده است. در ابتدا ما این موضوع را زیاد جدی نگرفتیم و تنها به همان بازیکن یک پیام دادیم و از وی بابت این کار توضیح خواستیم. اما مسئله بسیار فراتر از یک پیام عادی بود. ما متوجه شدیم که این شایعه با تغییرات فراوان ( همان یک کلاغ چهل کلاغ خودمان ) در عرض یک روز در کل سرورهای ایران و حتی یکی از سرورهای خارج که ایرانی ها در آنجا نیز حضور داشتند پراکنده شده و تعداد از بازیکن ها که فریب این شایعه مضحک را خورده بودند، از بازی نا امید شده و شروع به حذف اکانت های خودشان کرده بودند.

ما سریعا بررسی های دقیق روی ریشه این شایعه را آغاز کردیم و پس از حدود ۳۰ ساعت بررسی دقیق روی Log ها و دیتابیس بازی، ابعاد این نقشه غیر اخلاقی را روشن شد. خلاصه داستان اینگونه بوده است:

۱- از حدود ۲ ماه پیش چند نفر با ایجاد چند اکانت در سرورهای بازی ایران و حتی خارج ما شروع به تبلیغ یک بازی آنلاین دیگر را کرده و با ارسال پیام هایی دوستان، افراد را به صورت کاملا غیر مستقیم به ترک عصر پادشاهان دعوت می کردند.

۲- گام دوم این چند نفر، ارسال پیام به بازیکن ها در مورد پایین بودن امنیت و وجود ایرادهای فنی در بازی بوده، که در این زمینه نیز با ارسال پیام هایی از طرف فردی که مثلا خودش و یا برادرش قربانی این موضوع شده و اکانت قبلی اش هک شده است، سعی در تخریب عصر پادشاهان در نگاه بازیکن ها کرده بودند.

۳-این گروه از حدود ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ شروع به پخش یک شایعه جدید با این عنوان که جایزه ای در کار نیست، کرده بودند. و این موضوع را به صورت یکسری پیام دوستانه بین بازیکن ها برای بیش از ۹۰۰ نفر در سه سرور ارسال کرده بودند.

۴- در کنار شایعه پراکنی های گسترده این افراد برای نا امید کردن بازیکن های جدید، از چند اکانت دیگرشان که دارای شهرها و ارتش زیادی بود، به بازیکن های تازه وارد که هنوز کمتر از ۱۵ روز از شروع بازی شان نگذشته بوده، شدیدا حمله کرده و شهر آنها را کاملا با منجنیق نابود می کردند، و همزمان از یک اکانت دیگر به همین بازیکن پیام معرفی بازی دیگری را می داده اند که در آن خیلی جو بازی آرام است و اینگونه بازیکن های خشن در آن پیدا نمی شود. ( منظور همان بازی خودشان )

۵- در آخرین حرکت یکی از اعضای این گروه که در بزرگترین اتحاد سرور یک بازی می کرد، پیشنهادی ارائه می دهد که در راستای بند چهار بود. یعنی نابود کردن کامل همه بازیکنان کوچک جهت تفریح. و این کار از نیمه شب ۱۰ فروردین با همکاری چند نفر دیگر آغاز می شود و در همان ابتدا بین چهار اتحاد در سرور جنگ سختی در می گیرد و چندین بازیکن کلا نابود می شوند. در اینجا بود که ناگهان جرقه آخرین و بزرگترین شایعه  در ذهن این افراد زده شده است. چون تعداد افراد ناراضی که اکانتهایشان توسط خود این افراد نابود شده، زیاد بود، این افراد از چند اکانت جدید شروع به ارسال پیام برای این افراد کردند و با معرفی خودشان به عنوان قربانیان این قضیه، تیم مدیریت بازی را مسئول این جنگ ها و آشوب ها دانسته و ادعا کرده بودند که شرکت می خواهد با این کار بازیکن ها را به جان هم بیاندازد، تا بازیکنی نتواند به جوایز برسد. و این شایعه چنان با سرعت و با تغییر شکل های مختلف و روایت های گوناگون در سرور ها منتشر شد که در کمتر از چند ساعت، تبدیل به چندین داستان بلند مافیایی شد که واقعا از برخی از آنها می توان یک فیلم بسیار اکشن جنایی ساخت.

اما خوشبختانه با هوشیاری برخی از بازیکنان فهیم عصر پادشاهان و همکاری نزدیک آنها با تیم پشتیبانی، این گروه خرابکار تا حد زیادی شناسایی و منزوی شده و بسیاری از اکانت هایشان را حذف کردند. هر چند که هنوز هم با ایجاد اکانت های جدید و ارسال پیام های تخریبی فعالیت محدودی در سرورها دارند.

نوروز۱۳۹۱ یکی از سخت ترین و تلخ ترین سال ها برای ما در شرکت توسعه سامان بود. خاطره پیام های خداحافظی بازیکن هایی که فریب این افراد را خورده و با باور شایعات و داستان های جعلی از بازی صرف نظر کردند، هیچ وقت از حافظه تیم عصر پادشاهان پاک نخواهد شد. واقعا چرا باید افرادی برای تبلیغ محصول خودشان، دست به تخریب شرکت دیگری بزنند و سعی کنند با فریب بازیکن ها، آنها را به سمت خودشان جلب نمایند. هر چند که بسیاری از این بازیکنان فریب خورده، با این خاطره تلخ از یک بازی ایرانی، شاید دیگر هیچ وقت به سمت بازی ایرانی دیگری نروند و همیشه با نگاه بدبینانه به شرکت های ایرانی بنگرند !

البته ما برای دفاع از حقوق بازیکنانی که توسط این افراد فریب خورده و کل زحمتشان در این چند ماهه به هدر رفت و اعاده حیثیت شرکت توسعه سامان، در حال آماده سازی یک دادخواست جهت شکایت از این افراد هستیم و انشاالله در آینده نتیجه این مورد را به اطلاع همگان خواهیم رساند.

موفق و پیروز باشید
تیم عصر پادشاهان

منبع:وبلاگ رسمی بازی عصر پادشاهان

 

روز میلاد…!

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, فروردین ۷, ۱۳۹۱
نويسنده : حسین کیانی      ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده
داغ کن - کلوب دات کام

۲۵ سال نبودنت را به من بدهکاری!!!

و خدا رو شکر که ۲۶امین  سال بودنت رو کنارت هستم

مبارک باشد بودنت کنار من بر ما!

تولدت مبارک بانوی مهربان زندگی من

 

پ ن:قلم ضعیفم رو به مهربانیت ببخش!

 

 

یک ۱۰۰۰ و سی۱۰۰ و نود و۱

نگارش شده در تاريخ : شنبه, فروردین ۵, ۱۳۹۱
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني, دل نوشت
داغ کن - کلوب دات کام

امسال بر خلاف پارسال

(اوایل سال در مقایسه با اواخر سال قبل دیگه اینم توضیح دادن داره؟)

سال خوبی بود

هر چقدر اخر سال قبل هی از دست دادیم

سال ۹۱ هی بدست اوردیم

باشد که هی همینجور رو مود بدست اوردن بی افتیم

 

گرچه اموات محترم و محترمه زدند عید خانواده شان را نیست و نابود کردند اما خب

عوضش کلهم شروع سال با خوبی بود.

 

نثار روح از دست رفته ها صلوات

واسه بقایا هم یه کف بزنید دلشون باز شه

 

____________________________________________

 

کاش ما همیشه تازه عروس می موندیم همینجوری هی عیدی می گرفتیم

کیف عیدیمون امسال خاطره انگیزناک شد

همه در صدد ربایشش فکرای خبیث می کردن

والا!

________________________________________________

پیکانی داریم خوشگله نه بوق داره نه فرمون

دوریش برامون مشکله شدیم باش درب و داغون

(با ملودی آهویی دارم خوشگله خوانش شود)

 

(در این مکان عکس پیکانمون نصب خواهد شد الان سر کاره )

امثال عید خیلی مبارک است!!!

نگارش شده در تاريخ : جمعه, اسفند ۲۶, ۱۳۹۰
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, سياسي, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

حوصله ی سیاسی نویسی و غر های مملکتانه را ندارم

آن هم دم عید که هی آدم باید پست های جینگولانه بزند و هی گل و بلبل و هورا و هورا کشی داشته باشد.

اما فقط یک کلمه می خواهم از آقای رییس جمهوری ۶۳ درصدی ِصدقه ی سری همین آدم هایی که حالا طرفداران زقش دارند می کوبندشان (منظورم اصلن آیت ا… مصباح و امثالهم نیست هااااا)

بپرسم که هنوز هم گوجه فرنگی کنار خانه ی آنها کیلویی ۵۰۰ تومان است؟

___________________________________________________

 

در جواب خانه نشینی یازده روزه فرمودند: احمدی نژاد و خانه نشینی؟ احمدی نژاد و فعالیت نکردن؟نه عزیز جان برادر

شما که اصلن خانه نشین نیستی ولی با این سیاست گذاری های گل و بلبلت همه ی مرد های ایران را خانه نشین کردی

از شرم چهره ی گل انداخته ی بچه هایشان

برای ذوق خرید عید و جیب های به تباهی رفته ی شان!

____________________________________________________

 

دیروز توی خیابان  داشتیم راه می رفتیم

جلوی یک مغازه ی ذرت مکزیکی فروشی یک خانواده ی ۵ نفره بودند با یک لیوان ذرت مکزیکی

دختر کوچک به پدرش گفت:

بابا چرا یکی گرفتی؟

و ما به چهره ی پدر و رنگ و روی ناگهان پریده ی مادر نگاه نکردیم

مبادا…

این روزهای پر از کتاب…

نگارش شده در تاريخ : شنبه, اسفند ۲۰, ۱۳۹۰
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, خودموني, دل نوشت, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

سیمین دانشور

 

 

روز های کودکی ات را می گذرانی

نه به فکر های مغشوش و نه به پوستر مجله های انچنانی

 و نه به بازی های بی سرو ته

بلکه با

مدیر مدرسه و زن زیادی و سووشون

کودکی هایت را می بری وارد خانه ی زن و شوهری میکنی

که سنگی بر گور پدر خانواده نیست

و تو می شوی فرزندشان

در ذهن خود

می شوی

کلمه هایی که این دو می تنند

اولین رمان زندگی ات می شود داستان زندگی زری و یوسف

یادت می ماند

همیشه وقتی دستت پر است

باید

شلخته درو کنی تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید

با سحر می تازی

تا به خان های قدرت طلب زندگی ات نبازی

و با تیری که بر قلب یوسف می نشیند

جای زری روزها مویه می کنی و عزاداری

روزهای خوب کودکی ام

و کتاب هایی که حالا تا سقف چیده امشان

همه مرهون قلم زنی ست که حالا دو روز است نفس نمی کشد قلمش

سیمین دانشور

بانوی بهترین رمان زندگی ام

توی ۱۲ سالگی.

۱۸ اسفند ۹۰ دنیا بانوی ۹۰ ساله ای را از دست داد که …

واقعه

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, اسفند ۱۵, ۱۳۹۰
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني
داغ کن - کلوب دات کام

بعضی وقت هایی هست توی زندگی که باید ندیده بگیریشان

هر چقدر هم که دلت نخواهد

بعضی از آدم ها را هم

 

چند وقتی ست یکی از دوستانم بد جور ذهنم را در گیر کرده!

از هیچ چیزش این قدرناراحت نیستم

که از این موضوع:

روزی بفهمد چقدر اشتباه کرده

که راه برگشتی نداشته باشد…

عصر پادشاهان

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, اسفند ۱۴, ۱۳۹۰
نويسنده : حسین کیانی      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, خودموني
داغ کن - کلوب دات کام

از زمان نشر بازی عصر پادشاهان تا به امروز بیش از ۱۳۰۰۰ عضو در سه سرور ارائه کننده بازی جذب شده اند. این امر نشان از فهم و درک بازیکنان و حمایت از بازی های ایرانی است. این موفقیت را مرهون لطف خداوند و تلاشهای  مجدانه تیم توسعه سامان هستیم . لازم دانستیم  که این افتخار را به همه بازیکنان و هموطنان عزیز تبریک عرض نماییم.این باعث افتخار برای یک بازی ایرانی است که تازه شروع کارش هست و رقبای بسیار قدرتمند خارجی هم دارد..

 
 

دوران ِ غُر زنی

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اسفند ۹, ۱۳۹۰
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني, دل نوشت
داغ کن - کلوب دات کام

اصلن این که بنشینی غر بزنی خوب است

یک جور هایی لذت بخش است .

گذشته از حس ناجورش یک وقت هایی لازم است

نه این که یک جان سر راهی پیدا کنی و هی بهش غر بزنی ها نه,

اصلن باید بعضی وقت ها بنشینی جلوی آیینه با حالت تمرگیدن و هی غر بزنی

لازم هم نیست اوقاتی حتمن آیینه ای پیدا کنی همینقدر که بدانی یک روزی می شود موهات را شانه نزدی

آرایش صورتت را هم با شیر پاک کن خالی پاک کردی و صبحش هم صورتت را نشسته,  نشستی _با همان حالت جلو آیینه _پای نت کافی ست تا بفهمی وقت غر زدنت است.

نا به جا

نگارش شده در تاريخ : یکشنبه, اسفند ۷, ۱۳۹۰
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : خودموني, دل نوشت
داغ کن - کلوب دات کام

و بعد آدم ها یخ می زنند

نه آن طور که همیشه می گویند

بیروح

نه

یخ می زنند

یک سوم آب بدنشان یخ می زند

قندیل می بندند و

با تلنگری

می پاشد از هم

لایه ی نازک یخشان

__________________________________

بگذار اهمیت های زندگیت تا ابد برایت مهم باشند

این قدر تکرارشان نکن !

یک روز!

از چشم می افتند آنها که هی به دهان می آیند

__________________________________________

سالی یک بار خانه تکانی میکنی

هر لحظه باید خاطره تکانی کنی

از آنها که

نمی بایست می بودندو بودند

باید می رفتند و نرفتند

آنها که توی بازی تقلب کردند

__________________________________

مثل خشی روی کاغذ دیواری نو اتاقند

بعضی ها

اینقدر که

نا بجایند

روزگار خوش

نگارش شده در تاريخ : چهارشنبه, اسفند ۳, ۱۳۹۰
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, دل نوشت, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

 

اتفاقن خوش بودن به همین راحتی ست…
چشم هایت را که باز کنی
و همه را ببینی
خوشی!
هیچ چیز را منها نکن
منها شدنی ها خودشان می روند
فقط کافی ست
چشم هایت را باز کنی و
زیر لب زمزمه کنی
چه روزگار خوشی…

 

 

 

 

یک جرعه عشق

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اسفند ۲, ۱۳۹۰
نويسنده : مهدیه بانو      ارسال شده در قسمت : اجتماعي, دل نوشت, عمومي
داغ کن - کلوب دات کام

آنهایی که عشق را به استهزا می گیرند

همان هایی اند که

به نام عشق به کام هرزگی زده اند…

_____________________

یادم نمی ماند

بی تو

نفس کشیدن